نوحه های فاطمیه
واحد فاطمیه دعای هر روز و شبم اینه
دعای هر روز و شبم اینه
خونمون و صفا بده یا رب مادرم و شفا بده یارب
دلم خونه ــ پریشونه چشام پُر اشک و گریونه
ز حال مادرم پیداست دیگه زنده نمیمونه
واویلا مادر ای مادر واویلا مادر ای مادر
پهلوبه پهلو که میشه مادر گریۀ بابا بی امون میشه
با هر نفس که میکِشه دیدم
از زخم سینه خون رَوون میشه
نمیدونم ــ که بیتابه یا چشم مادرم تاره
توخونه وقتی راه میره چرا دستش به دیواره
واویلا مادر ای مادر واویلا مادر ای مادر
نگام به میخ درکه می افته میلرزم وبا چشم گریونم
به یاد میخ و سینه مادر براحسین روضه میخونم
خودم دیدم ــ به پشت در که مادر ناله ها میزد
لگد بر پهلویش میخورد وَ بابا را صدا میزد
واویلا مادر ای مادر واویلا مادر ای مادر
کوثر و زیردست و پا دیدم مادر و بین شعله ها دیدم
هرچی که تو مدینه دیدم من بدتراز اونو کربلا دیدم
خودم دیدم ــ در آن گودال حسینم دست و پا میزد
سنان بر پهلویش میزد وَ مادر را صدا میزد
واویلا مادر ای مادر واویلا مادر ای مادر
نوحه واحد فاطمیه همراه با راهنمای صوتی سبک
نوحه سینه زنی سبک واحد ویژه فاطمیه
همراه با راهنمای صوتی سبک ها
جهت مشاهده متن نوحه و دانلود فایل صوتی روی عناوین کلیک بفرمائید
نظر یادتون نره ( پیشنهاد بدید تا بهتر نوکری کنیم )
واحد کوچه*فاطمه تنها طرفدار علی**امیرحسین الفت**
واحد*حیدر پس از تو بی ذوالفقاره**رضا تاجیک**
واحد*مانده شرمنده ز رویت بوتراب**رضا تاجیک**
واحد شور*برای تو زهرا خیلی زوده پیری**میثم میرزایی**
واحد شور*نوحه یا حسینت چه با شکوهه**محسن حنیفی**
واحد شور*در فتنه ها همیشه اسمتان را خوانده ایم**محسن حنیفی**
واحد*زهرا تو مثل بارانی توزلالی خانوم**امیرحسین الفت**
واحد–زبانحال*دیگه شفای من رو از خدا نخواه**رضا تاجیک**
واحد/زبانحال سيدالشهداء با مادر*حسينت و صدا کن**رضا تاجیک**
واحد-زمزمه*بشنویم از زبون کوچه**امیر حسین الفت**
واحد وداع*این دلم آروم نمیشه**امیر حسین الفت**
واحد-زمزمه*شکسته شده غرور حسن**امیر حسین الفت**
واحد پیش از شهادت*خانه ای شعله ور است**ميثم مومنی نژاد**
واحد پس از شهادت*دسته گل آوردم**ميثم مومنی نژاد**
واحد بعد از شهادت*وقتي تو خلوت دلم**اميرحسين الفت**
واحد*علیً مع الحق**رضا تاجيك**
واحد*خدا نياره خونه ای**رضا تاجيك**
جدیدترین نوحه های فاطمیه
به سبک واحد را از لینک زیر دریافت نمائید
روی لینک زیر کلیک کنید
شعلههـا بـه مـا نخونده سرزدن ( شاعر : محمد سعید میرزایی )
شعلههـا
بـه مـا نخونده سرزدن
وانکردیم در
و، هر چی در زدن
شعلههـا از
درِ خونـه رد شـدن
شعلههـا
راه بهـارو سـد شدن
اهلِ خونه
وقتـی دستِ رد زدن
شعلهها
وحشی شدن، لگد زدن
وقتـی سینـۀ
گـلا سپـر شدن
شعلهها
سرخی میـخِ در شدن
شعلههـا کـه بـیاجازه اومدن
دل اهلِ
خونـه رو آتیش زدن
شعلهها
بالا کشیدن از درخت
رفتن
آشیونـه رو آتیش زدن
شعلهها
بهشت و حورو ندیدن
سوختـن آیـۀ
نــورو نـدیدن
شعلهها
کینه شدن، بـدی شدن
قاتــل گــل
محمّــدی شدن
شعلهها دشنامـه رو زبونشون
وقتی بسته دستهای سبز بهار
شعلههـا بلنـده تازیونهشون
دیوان اشعار فاطمیه را به فاطمیون معرفی کنید
www.divane-fatemie.blogfa.com
رسیـده فصـل ماتم ( شاعر : محمد سعید میرزایی )
رسیـده فصـل
ماتم
بزن بـر سر
و سینه
شب وداع
زهراست
یتیمیِ
مدینه
گل بـاغ
رسولم
که زهرای
بتولم
به نامـۀ
ولایـت
من آن مُهر
قبولم
من آن نور
صلاتم
سفینــة
النجــاتم
جهان: کویر
ظلمت
من آن عینالحیاتم
اگر چه دستِ
ظلمت
به هـم زد
آشیانــم
خدای مصطفی
ساخت
عزیــز دو
جهانــم
چرا علی
غریب است
بـه مـن
بگــو مدینه!
چــرا بــه
خانـۀ نور
رسیــد
آتـشِ کینــه
رسیــده فصـل ماتم
بـزن بـر
سـر و سینه
شب وداع
زهـراست
دیوان اشعار فاطمیه را به فاطمیون معرفی کنید
www.divane-fatemie.blogfa.com
دل من هی نگو از غربت و داغ فاطمه ( شاعر : محمد سعید میرزایی )
دل من هی
نگو از غربت و داغ فاطمه
نگو تو
مدینه خاموشه چـراغ فاطمه
قصــۀ
کبوتــرِ مدینــه رو دیگــه نـگو
حرف میخ داغ
و زخم سینه رو دیگه نگو
آخه
روشنیِ آسمون به نور فاطمهس
فاطمه-
ستارهای که پرفروغتر از همهس
واسـۀ دیدن
اون، ماه و ستاره جون میدن
تو بهشت
فرشتهها به نام اون، اذون میدن
تو بهشت یـه
قصر روشنه که با ستارهها
همـۀ اهل
بهشت اونو به هم نشون میدن
دل من هی
نگو از غربت و داغ فاطمه
نگو تو
مدینه خاموشه چـراغ فاطمه
قصــۀ
کبوتــرِ مدینــه رو دیگــه نـگو
حرف میخ داغ
و زخم سینه رو دیگه نگو
دیوان اشعار فاطمیه را به فاطمیون معرفی کنید
www.divane-fatemie.blogfa.com
آسمـون بـا دستِ بسته ( شاعر : محمد سعید میرزایی )
آسمـون بـا
دستِ بسته
سینـۀ
دریــا شکستــه
تــوی
آیینــۀ دریـــا
آسمون به
خون نشسته
این فرشته
که تو دستش
سنـــد ارثِ
بهــاره
هر کی اسمشو
بخونه
کلیــدِ
بهشتـــو داره
پشــت در
آیــۀ نوره
اون که
انسیه و حوره
جانِ مولا
چـه غریبه
دل زهرا چـه
صبوره
دسـت
باغبونـو بستـن
حرمت گلـو
شکستن
سایههـای
سرد پاییز
رو سـر
گلهـا نشستن
ای به قلبِ
خونِ مولا
داغِ تــو
همیشه تازه
کـی تـو
خونـۀ نبّوت
پا گذاشته
بـیاجازه؟
دیوان اشعار فاطمیه را به فاطمیون معرفی کنید
www.divane-fatemie.blogfa.com
حلقه عشق اگر هست ، نگين فاطمه است
حلقه عشق اگر هست ، نگين فاطمه است
وجه حق را ز ازل نور جبين فاطمه است
ز خدا آمده هر دم ز خدا می گويد
آنکه با عشق الهی است عجين فاطمه است
وصف او را نتوان گفت مگر حضرت دوست
چه بگويم که چنان است و چنين فاطمه است
روح پيغمبر و همتای علی اعلی
به دو عالم گل بی مثل و قرين فاطمه است
گِل آدم اگر از روح خدا جان بگرفت
نفخه روح خدا، سر مبين فاطمه است
صدفی گر بوَد از عشق ببايد درّی
هر دو گيتی صدف و درّ ثمين فاطمه است
گر چه قدرش نشناسند مگر عترت يار
ليله القدر علی، معنی دين فاطمه است
آن بهشتی که خداوند به قرآن فرمود
گل ريحان نبی، خُلد برين فاطمه است
جلوه ای را که ملائک همه مشتاق شدند
سجده کردند به پايش به يقين فاطمه است
گر چه در روز قيامت علی آن ميزان است
کفه عشق علی، ثقل وزين فاطمه است
جلوه ذات خدا، زهره زهرا باشد
به خدا نور سماوات و زمين فاطمه است
بس که احمد همه از جلوه زهرا می گفت
فکر کردم که خداوند همين فاطمه است
دیوان اشعار فاطمیه را به فاطمیون معرفی کنید
www.divane-fatemie.blogfa.com
آه چه كند مولا ، با ، غم زهرا و داغ شكيبايي
آه چه كند مولا ، با ، غم زهرا و داغ شكيبايي
ماتم زهرا برده ز علي ديگر صبر و شكيبايي
ميان مسلمين علي مانده تنها
ز دست مرتضي كنون رفته زهرا
درون سينه ي علي گشته غوغا
واي ، از اين ماتم ، در دل مولا شد ماتم عظمائي
زينب داغديده از مرگ مادر
فغان ز سينه مي كشد ديده ي تر
گاه به سينه مي زند گاه بر سر
رفته ز رخسار اين گل زيبا و جلوه ي زيبايي
همدم و ياور علي رفته از دست
ماه منور علي رفته از دست
فاطمه همسر علي رفته از دست
آه ، چكند با اين ، سيل سرشك و اين ديده ي دريايي
خانه ي مرتضي شده سرد و خاموش
اشك ميان ديده ها مي زند جوش
ز كودكان همي رسد ناله بر گوش
گشته بپا در بيت علي از اين غم محشر كبرايي
ديده ي بضعه ي نبي گشته بسته
پهلوي او ز ضرب در شد شكسته
علي در مصيبت او نشسته
ماتم زهرا برده ز علي امشب صبر و شكيبايي
دیوان اشعار فاطمیه را به فاطمیون معرفی کنید
www.divane-fatemie.blogfa.com
پيش من گريه نکن لاله ي پژمرده ي من
پيش من گريه نکن لاله ي پژمرده ي من
رخ مپوشان ز من اي يار کتک خورده ي من
اي دارو ندارم زهرا
بنشين به کنارم زهرا
گويا که خزان افتاده
در فصل بهارم زهرا
زهرا زهرا يا زهرا
خيز و از جاي و ببين گريه ي پنهاني من
چاره کن فاطمه جان بي سر و ساماني من
شرمنده ام از طفلانت ،
از ناله ي بي درمانت
مي ميرد علي زهرا جان ،
از زخم روي دستانت
زهرا زهرا يا زهرا
خيز و از جاي و ببين زينب دردانه ي تو
شد پرستار يتيمان تو در خانه ي تو
اي بود و نبودم زهرا ،
نام تو سرودم زهرا
در پيش علي افتادي ،
اي ياس کبودم زهرا
دیوان اشعار فاطمیه را به فاطمیون معرفی کنید
www.divane-fatemie.blogfa.com

