روایت معاذ
از معاذ بن جبل نقل شده است که فاطمه علیها السلام پس از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فراوان می گریست و می فرمود:

"یَا أَبَتَاهْ إِلَی جَبْرَئِیلَ نَنْعَاهُ اِنْقَطَعَتْ عَنَّا اَخْبَارُ السَّمَاءِ یَا اَبَتَاهْ لَا یَنْزِلُ الْوَحْیُ اِلَیْنَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ اَبَداً؛(8)

آه ای پدر! پس از تو باید شکوه های دل را به جبرئیل گفت. [با وفات تو] خبرهای آسمانی قطع شد. آه ای پدر! دیگر برای همیشه از طرف خدا وحی فرو فرستاده نمی شود."

-----------------------------------------------
روایت انس
از انس بن مالک نقل شده است که حضرت زهرا علیها السلام پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با غم و اندوه می گریست و می فرمود:

"یَا أَبَتَاهْ أَجَابَ رَبّاً دَعَاهُ یَا اَبَتَاهْ مَنْ جَنَّةُ الْفِرْدَوسِ مَأْوَاهُ یَا اَبَتَاهْ اِلَی جَبْرَئِیلَ نَنْعَاهُ،

آه ای پدر که دعوت پروردگار را لبیک گفتی! آه ای پدر که بهشت فردوس جایگاه توست! و آه ای پدر! [پس از تو] با جبرئیل درد دل می کنیم.

-----------------------------------------------

"و گاه این اشعار را می خواند:


"ِذَا مَاتَ یَوْماً مَیِّتٌ قَلَّ ذِکْرُهُ وَ ذِکْرُ أَبِی مُذْ مَاتَ وَ اللَّهِ أَزْیَد
تَاَمَّلْ اِذَا الْاَحْزَانُ فِیکَ تَکَاثَرَتْ اَعَاشَ رَسُولُ اللَّهِ اَمْ ضَمَّهُ الْقَبْرُ؛(9)


هر کس بمیرد، یادش کم می گردد، به جز پدرم رسول الله که هر روز یاد او فزونی می گیرد.


بیندیش هنگامی که غم و اندوه در جانت فراوان می گردد، آیا رسول خدا زنده است یا خاک قبر، او را از یادها برده است."

-----------------------------------------------

کجاست مهربان ترین پدر؟
حضرت زهرا علیها السلام روزی در جمع کودکان خویش با نگاهی به آنها به یاد پدر مهربان خویش و محبتهای او نسبت به فرزندانش افتاد و این گونه غم دل خود را اظهار کرد و خطاب به حسنین علیهما السلام فرمود:

"أَیْنَ أَبُوکُمَا الَّذِی کَانَ یُکْرِمُکُمَا وَ یَحْمِلُکُمَا مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ أَیْنَ أَبُوکُمَا الَّذِی کَانَ أَشَدَّ النَّاسِ شَفَقَةً عَلَیْکُمَا فَلَا یَدَعُکُمَا تَمْشِیَانِ عَلَی الْأَرْضِ وَ لَا أَرَاهُ یَفْتَحُ هَذَا الْبَابَ أَبَداً وَ لَا یَحْمِلُکُمَا عَلَی عَاتِقِهِ کَمَا لَمْ یَزَلْ یَفْعَلُ بِکُمَا؛(12)

کجاست پدر [مهربان ]شما دو نفر (حسنین) که شما را عزیز و گرامی می داشت و همواره شما را بر دوش خود می برد، کجاست پدر شما که مهربان ترین مردم نسبت به شما بود که شما را رها نمی کرد تا بر روی زمین راه بروید؟ دیگر هرگز او را نمی بینم که این درب منزل را باز کند و شما را بر دوش خود گیرد؛ همان رفتاری که همواره نسبت به شما انجام می داد."

-----------------------------------------------


شکوه از تنهایی
ورقة بن عبد الله ازدی از فضه خادمه نقل می کند که :

روزی فاطمه علیها السلام با بی تابی از منزل بیرون آمد، در حالی که از گریه و درد، حال رفتن نداشت. خود را به قبر پدر رساند و آن گاه که جایگاه اذان و محراب را [که دیگری غصب کرده بود] مشاهده کرد، فریادی بر آورد و بیهوش نقش بر زمین شد.

زنان مدینه که وضع را چنان دیدند، به سوی او دویدند و آب بر سر و صورت آن حضرت پاشیدند تا به هوش آمد. سپس در حالی که به قبر پدر خیره شده بود، فرمود:

-----------------------------------------------

"رُفِعَتْ قُوَّتِی وَ خَانَنِی جِلْدِی وَ شَمَتَ بِی عَدُوِّی وَ الْکَمَدُ قَاتِلِی یَا أَبَتَاهْ بَقِیتُ وَالِهَةً وَحِیدَةً وَ حَیْرَانَةً فَرِیدَةً فَقَدِ انْخَمَدَ صَوْتِی وَ انْقَطَعَ ظَهْرِی وَ تَنَغَّصَ عَیْشِی وَ تَکَدَّرَ دَهْرِی؛

-----------------------------------------------

قوتم رفت و خویشتن داری ام را از دست دادم و دشمنم سرزنش کننده ام شد و حزن و اندوه درونی قاتلم گشت. پدر جان! یکه و تنها باقی مانده و در کار خویش حیران و سرگردانم. صدایم خفته و پشتم شکسته و زندگی ام در هم ریخته و روزگارم تیره شده است."

-----------------------------------------------

آن گاه ادامه داد:

"فَمَا أَجِدُ یَا أَبَتَاهْ بَعْدَکَ أَنِیساً لِوَحْشَتِی وَ لَا رَادّاً لِدَمْعَتِی وَ لَا مُعِیناً لِضَعْفِی؛..

پدر جان! پس از تو برای وحشتم انیسی نمی یابم و مانعی برای گریه ام و یاوری برای ضعفم پیدا نمی کنم."

-----------------------------------------------

و سپس فرمود:

"اِنْقَلَبَتْ بَعْدَکَ یَا أَبَتَاهْ الْأَسْبَابُ وَ تَغَلَّقَتْ دُونِیَ الْأَبْوَابُ فَأَنَا لِلدُّنْیَا بَعْدَکَ قَالِیَةٌ وَ عَلَیْکَ مَا تَرَدَّدَتْ أَنْفَاسِی بَاکِیَةٌ لَا یَنْفَدُ شَوْقِی إِلَیْکَ وَ لَا حُزْنِی عَلَیْکَ ثُمَّ نَادَتْ یَا أَبَتَاهْ وَا لُبَّاهْ؛

پدر جان! پس از تو اسباب [و روابط انسانها ]دگرگون شد و درها به روی من بسته گردید. من بعد از تو از دنیا نفرت دارم و تا زمانی که نفسم بر آید، بر تو گریه خواهم کرد و شوق من نسبت به تو و حزن من بعد از تو انجام و پایانی ندارد. فریاد ای پدر! و فریاد ای پروردگار [جهانیان ]!" (13)

-----------------------------------------------

شکوه از دردها و خیانتها
پس از فراوانی غمها و تهاجم قدرت طلبان بی پروا و سختی تحمل دوری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، خطاب به پدر اظهار داشت:

"دنیا به دیدار تو با رونق و بها بود و امروز در سوگواری تو انوار او بریده و گلهای او پژمرده شده است و خشک وتر آن حکایت از شبهای تاریک دارد. ای پدر! همواره بر تو دریغ و افسوس می خورم تا روز ملاقات. ای پدر! از آن لحظه که جدایی پیش آمد، خواب در چشمم نمی آید. ای پدر! کیست از این پس که بیوگان و مسکینان را رعایت کند و امت را تا قیامت هدایت فرماید.
ای پدر! بعد از تو مستضعف شدیم. ای پدر! مردم از ما رو گردان شدند، در حالی که در حضور تو عظیم و عزیز بودیم، نه تضعیف شده.


کدام سرشک است که در فراق تو روان نمی شود و کدام حزن و اندوه است که بعد از تو پیوسته نمی گردد و کدام چشم است که پس از تو سرمه خواب می کشد؟ تو بهار دین خداوند بودی و نور پیغمبران. چرا کوهسارها فرو نمی ریزند و چه پیش آمده که دریاها نمی خشکند و چگونه است که زلزله ها زمین را فرو نمی برند؟


ای پدر! در بلا و رنجی عظیم و مصیبتی شگرف افتادم و در زیر بار گران و هولناک ماندم. ای پدر! فرشتگان بر تو گریستند و افلاک در ایستادند و منبرت بعد از تو وحشتناک شد و محرابت بی مناجات تو معطل ماند و قبر تو بپوشیده داشتن تو خوشحال گشت و بهشت مشتاق نماز و دعای تو شد." (14)

-----------------------------------------------

شکوه از تنهایی و مصائب علی علیه السلام
حادثه غمبار شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از یک سو، انزوای اسلام و زنده شدن قدرت طلبیها و ارزشهای جاهلی از سوی دیگر و تهاجم و تجاوز به حریم ولایت و تنهایی علی علیه السلام از سوی سوّم، کوهی از غمها و دردها را بر دوش زهرا علیها السلام قرار داده بود که گاه مجبور می شد با ناله های جانسوز و درد آلود خطاب به پدر بگوید:

"یَا اَبَتَاهُ مَا اَعْظَمَ ظُلْمَةَ مَجَالِسِکَ فَوَا اَسَفَاهْ عَلَیْکَ اِلَی اَنْ اُقْدِمَ عَاجِلاً عَلَیْکَ؛

پدر جان! [دریغ و آه ]چه بسیار بزرگ است تاریکی و ظلمتی که در مجالسی پس از تو مشاهده می گردد. پس دریغ و افسوس بر [فقدان ] تو تا زمانی که هر چه زود نزد تو آیم."


"وَ اُثْکِلَ اَبُو الْحَسَنِ الْمُؤْتَمَنُ اَبُو وَ لَدَیْکَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ اَخُوکَ وَ وَلِیُّکَ وَ حَبِیبُکَ وَ مَنْ رَبَّیْتَهُ صَغِیراً وَ واخَیْتَهُ کَبِیراً وَ اَحْلَی اَحْبَابِکَ وَ اَصْحَابِکَ اِلَیْکَ مَنْ کَانَ مِنْهُمْ سَابِقاً وَ مُهَاجِراً وَ نَاصِراً وَ اَوَّلُهُمْ سَابِقاً اِلَی الْاسْلَامِ وَ مُهَاجِرَةً اِلَیْکَ یَا خَیْرَ الْاَنَامِ فَهَا هُوَ یُسَاقُ فِی الْاَسْرِ کَمَا یُسَاقُ الْْبَعِیرُ وَ الثَّکْلُ شَامِلُنَا وَ الْبُکَاءُ قَاتِلُنَا وَ الْاَسَی لَا زِمُنَا؛

و [در عزای تو] ابا الحسن امینی سوگوار است؛ پدر دو فرزندت حسن و حسین، برادر و امام برگزیده و دوست بی مانند تو؛ همو که از کودکی تربیتش کردی و سپس برادر خواندی؛ او که از بزرگ ترین دوستان و محبوب ترین اصحاب در پیشگاه تو بود؛ او که در پذیرش اسلام از همه پیشی گرفت و یاور دین گشت و هجرت کرد. ای بهترین انسانها! اکنون [بیا و بنگر که ] او را اسیر گونه [به طرف بیعت تحمیلی ] می کشند و می برند،(15)

[ پدر جان!] غم سوگواری [تو] ما را فرا گرفته و گریه [های مداوم ] قصد جان ما دارد و بدی روزگار دامنگیرمان شده است."

-----------------------------------------------

فاطمه زهرا علیها السلام وقتی که به این قسمتها می رسد، تحملش کم می شود و ناله اش بلند می شود که: "فریاد ای محمد! فریاد ای پدر! فریاد ای دوست! فریاد ای ابا القاسم! فریاد ای احمد! فریاد از کمی یاران! فریاد از ناله بسیار! فریاد از مشکلات فراوان! فریاد از مصیبت و اندوه زیاد! و فریاد از مصیبت جانکاه!" (16) پس از این فریادها صیحه ای زد و بیهوش بر زمین افتاد.

-----------------------------------------------

و گاه در ضمن اشعاری شکوه ها را بیان می فرمود، از جمله می فرمود:


قُلْ لِلْمَغَیَّبِ تَحْتَ اَطْبَاقِ الثَّریَ اِنْ کُنْتَ تَسْمَعَ صَرْخَتِی وَ نِدَائِیا
قَدْ کُنْتُ ذَاتَ حِمیً بِظِلِّ مُحَمَّدٍ لَا اَخْشَی مِنْ ضَیْمٍ وَ کَانَ حِمَالِیَا
فَالْیَوْمَ اَخْشَعُ لِلذَّلِیلِ وَ اتَّقِی ضَیْمِی وَ ادْفَعُ ظَالِمِی بِرِدَائِیَا
فَاِذَا بَکَتْ قُمْرِ یَةً فِی لَیْلِهَا شَجْناً عَلَی غُصْنٍ بَکَیْتُ صَبَاحِیَا
فَلَأَجْعَلَنَّ الْحُزْنَ بَعْدَکَ مُونِسی وَ لَأَ جْعَلَنَّ الدَّمْعَ فِیکَ وَ شَاحِیَا؛(17)


"بگو به آن که در زیر طبقات زمین پنهان است: آیا صدای ناله و فریاد مرا می شنوی؟
من در سایه محمد صلی الله علیه و آله و سلم در حمایت و حفاظت به سر می بردم و از هیچ دشمنی و کینه ای نمی ترسیدم و او جان من بود.
امروز در برابر فرومایگان خاضعم و باک دارم به من ستم شود که ظالم را با چادرم دفع می کنم.
اگر قمری شب هنگام بر شاخه ای بگرید، من صبحگاهان می گریم.
بعد از تو حزن و اندوه را مونس خود خواهم ساخت و اشک را اسلحه خود قرار خواهم داد."
شدم از بعد تو بی یار، بابا دچار محنت بسیار، بابا
چه گویم با تو من از تازیانه چه گویم از در و دیوار بابا
ز جا برخیز و بین با سینه من چه کرده ضربت مسمار بابا
کنم تا کی مکان در بیت الاحزان من دل خسته و افکار، بابا(18)


-----------------------------------------------

شکوه از خیانت منافقان کینه توز
ام سلمه می گوید: خدمت حضرت زهرا علیها السلام رسیدم و پرسیدم: ای دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح کردی؟ حالت چگونه است؟ فرمود:


"اَصْبَحْتُ بَیْنَ کَمَدٍ وَ کَرْبٍ فُقِدَ النَّبِیُّ وَ ظُلِمَ الْوَصِیُّ هُتِکَ وَ اللَّهِ حِجَابُهُ مَنْ اَصْبَحَتْ اِمَامَتُهِ مُقْبَضَةً عَلَی غَیْرِ مَا شَرَعَ اللَّهُ فِی التَّنْزیلِ وَ سَنَّهَا النَّبِیُ فِی التَّأْوِیلِ وَ لَکِنَّهَا اَحْقَادٌ بَدْرِیَةٌ وَ تِرَاتٌ اَحُدِیَّةٌ کَانَتْ عَلَیْهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُکْتَمِنَةً لِاِمْکَانِ الْوُشَاةِ؛(19)

صبح کردم در میان حزن شدید و اندوه عظیم، در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دست رفته و وصی او مظلوم واقع شده است. سوگند به خدا! حشمت و عظمت آن کس دریده و نابود شد که بر خلاف حکم خدا در قرآن و سنت و سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تأویل [و تفسیر ]قرآن، حق امامت او را غصب کردند و به دیگران سپردند. این گونه برخوردهای خصمانه از کینه توزیهای جنگ بدر و خونخواهی کشتگانشان در جنگ احد است که در درون قلب نفاق آمیز و اندیشه فتنه انگیزشان پنهان بوده است و تاکنون جرئت اظهار آن را نداشتند."

-----------------------------------------------

"فَلَّمَا اسْتُهْدِفَ الْاَمْرُ اَرْسَلَتْ عَلَیْنَا شآبیبَ آثَارِ مِنْ مَخِیلَةِ الشِقَاقِ فَیَقْطَعُ وَتَرَ الْاِیمَانِ مِنْ قَسِیِّ صُدُورِهَا وَ لَبِئْسَ عَلَی مَا وَعَدَ اللَّهُ مِنْ حِفْظِ الرِّسَالَةِ وَ کَفَالَةِ الْمُؤْمِنِینَ اَحْرَزُوا عَائِدَتَهُمْ غُرُورَ الدُّنْیَا بَعْدَ اسْتِنْصَارٍ مِمَّنْ فَتَکَ بِآبَائِهِمْ فِی مَوَاطِنِ الْکَرْبِ وَ مَنَازِلِ الشَّهَادَاتِ؛(20)

تا در آن هنگام که حکومت الهی بازیچه دست قدرت طلبان گردید. آتش کینه های دیرینه شان زبانه کشید و باران مصیبت ها بر ما فرو ریختند و رشته های ایمان را دریدند و نسبت به وعده های الهی در حفظ و پاسداری از رسالت [پیامبرعلیه السلام ] و سرپرستی مؤمنان چه زشت عمل کردند. افسوس که فریب دنیا را خوردند و در جهت انتقام گرفتن از پدران [مشرک و منافق ]خود که در جنگهای اسلامی کشته شدند، اقدام کردند."


شکوه از غصب امامت
در ضمن فقرات حدیث پیش گفته، از غصب امامت مطالبی بیان شد. از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است که فرمود: حضرت فاطمه علیها السلام از امّت ساکت و بی تفاوت و از ابوبکر و عمر، در پیش پروردگار خود، شکوه ها مطرح می کرد، در حالی که اشکهای او جاری بود، از جمله فرمود:

"اللَّهُمَّ إِلَیْکَ نَشْکُو فَقْدَ نَبِیِّکَ وَ رَسُولِکَ وَ صَفِیِّکَ وَ ارْتِدَادَ أُمَّتِهِ عَلَیْنَا وَ مَنْعَهُمْ إِیَّانَا حَقَّنَا الَّذِی جَعَلْتَهُ لَنَا فِی کِتَابِکَ الْمُنْزَلِ عَلَی نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ؛(21)

خدایا! به سوی تو شکایت می کنیم به خاطر اندوه از دست دادن پیامبر و فرستاده و برگزیده ات و [به تو شکایت می کنیم ] از ارتداد امّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علیه ما و اینکه ما را از حقمان باز داشتند؛ همان حقی را که در کتاب نازل شده بر پیامبرت، برای ما قرار دادی."

-----------------------------------------------

آخرین شکوه ها و آرزوی مرگ
راستی داغ های جانسوز و مصائب کمر شکنی بعد از شهادت پدر بر دل و جان زهرا علیها السلام فرو ریخت که هر یک به تنهایی می توانست یک انسان مقاوم را از پا در آورد؛ اما زهرا علیها السلام همه آنها را تحمل کرد تا آنجا که تحمل و صبر از پا در آمدند و آنچه را که سالها قبل پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به اصحاب فرموده بود، پیش آمد.


آن حضرت به اصحاب خبر داد که: دخترم آن چنان در امواج بلاها و مصیبت ها، غمناک و نگران می شود که دست به دعا بر داشته، از خدا آرزوی مرگ و شهادت می کند و می گوید:

"یَا رَبِّ إِنِّی قَدْ سَئِمْتُ الْحَیَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْیَا فَأَلْحِقْنِی بِأَبِی... یَا اِلَهِی عَجِّلْ وَفَاتِی سَرِیعاً؛(22)

پروردگارا! از زندگی خسته و روی گردان شده ام و از اهل دنیا، بلاها و مصیبت های ناگوار دیدم. خدایا! مرا به پدرم [رسول خدا] ملحق کن و مرگ مرا زود برسان!"

---------------------------------------------
پی نوشت :

8) صحیح بخاری، ج 5، ص 15، به نقل از: فرهنگ سخنان فاطمه علیها السلام، ص 44.
9) بحار الانوار، ج 36، ص 353؛ ریاحین الشریعة، ج 1، ص 247.
10) بحار الانوار، ج 43، ص 157، ح 7؛ الوافی، فیض کاشانی، ج 7، ص 571، ح 6613.
11) فرهنگ سخنان فاطمه علیها السلام، ص 50.
12) اعیان الشیعة، ج 1، ص 319؛ مناقب، ابن شهر آشوب، ج 3، ص 362.
13) بحار الانوار، ج 43، ص 176؛ کتاب عوالم، ج 11، ص 487.
14) بحار الانوار، ج 43، ص 176؛ کتاب عوالم، ج 11، ص 486.
15) این عبارت نقل به مضمون می باشد.
16) احقاق الحق، ج 10، صص 427 - 430؛ ریاحین الشریعة، ج 10، ص 249.
17) کتاب عوالم، ج 11، 454؛ مناقب، ج 1، ص 242.
18) اصول مداحی، ناصری نژاد، ج 2، ص 49.
19) بحار الانوار، ج 43، ص 157؛ مناقب، ابن شهر آشوب، ج 2، ص 205.
20) همان مدارک.
21) بحار الانوار، ج 53، ص 19 و ج 43، ص 156 و 214؛ کتاب عوالم، ج 11، ص 442.
22) بحار الانوار، ج 43، ص 177؛ احقاق الحق، ج 19، ص 160.