نرم افزار و کتاب جامع ریحانة النبی

با توجه به ایام سوگواری بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش به تازگی و به همین مناسبت دست به تولید نرم افزار و کتاب جامع ریحانة النبی زده است. این کتاب کامل را برای شما عزیزان قرار میدهم امیدوارم مورد استفاده شما قرار بگیرد.

ویژگیها:

- زندگی نامه : شرح تفصیلی درباره زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا (س)‌
- کتابخانه : شامل چهارده عنوان کتاب درباره زندگی نامه ، فضایل و مصائب حضرت فاطمه(س) غصب باغ فدک
- احادیث : شامل ۴۰ حدیث گهربار از حضرت زهرا (س)
- حکایات : شامل دهها حکایت از زندگی حضرت زهرا (س)
- مقالات : شامل ۷۱ مقاله درباره زندگی و فضایل حضرت زهرا (س)
- پرسمان : شامل ۸۳ سوال و پرسش و شبهه درباره زندگی حضرت (س)
- اشعار : دهها عنوان شعر در مدح و مرثیه صدیقه کبری
- پیامک : شامل دهها پیامک به مناسب شهادت حضرت زهرا (س) با قابلیت ارسال

http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcS7ZJRT9vzEaqrXHtptw6cX6uvnNxmp_Dud3QKKl8cD3GcEvOh3KQ

 دریافت فایل (لینک مستقیم)

حجم: ۲٫۴۰ مگابایت

بها: سه صلوات برای سلامتی آقا امام زمان و یک حمد و سوره برای شادی روح شهید شهید غلامرضا زهره منش

نرم افزار پرس و جوی فاطمی

ستاد ساماندهی پاسخ‌گویی دینی به مناسبت ایام فاطمیه دست به تولید نرم افزار پرس و جوی فاطمی (س) زده است که حاوی ۱۸۰ پرسش و پاسخ پیرامون حضرت زهرا (س) است این نرم افزار به تازگی منتشر شده است که دیوان اشعار فاطمیه مفتخر است آن را به شما معرفی و جهت دانلود در اختیار شما عزیزان قرار دهد.

porsojoo fatemi نرم افزار موبایل پرس و جوی فاطمی (س)

بخشهایی از نرم افزار:

- القاب حضرت زهرا
- ازدواج حضرت زهرا
- فدک
- مخفی بودن قبر ایشان
- شهادت حضرت زهرا
- مصحف حضرت زهرا
- شبهات پیرامون حضرت زهرا
- فضائل حضرت زهرا
- سایر مباحث

 دریافت فایل (لینک مستقیم)

حجم: ۹۸۳ کیلوبایت

بها: یک صلوات

نرم افزار موبایل فاطمیه

کتاب موبایل بسیار مناسب و کامل بانک جامع حضرت زهرا سلام الله علیها

این کتاب موبایل به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان و توسط جمعی از نویسندگان و دلسوختگان حضرت زهرا تهیه و تولید شده است که علاوه بر پلتفرم جاوا نسخه سیستم عامل آندروید این کتاب هم آماده شده است.

شامل:

- دانستنیهای فاطمی
- حدیث اشک
- شرح فرازهایى از خطبه‌ى حضرت زهراء (س)
- فاطمه زهرا علیه‌السلام
- آئینه ایزد نما حضرت فاطمه زهرا (س)
- یورش به خانه وحى!
- فاطمه علیها سلام الگوى حیات زیبا
- فاطمه ( س ) گلواژه آفرینش
- سیره فاطمى
- کرامات الفاطمیة (معجزات حضرت بعد شهادت، همراه سوگنامه ایشان)
- الگوى برتر
- بر خانه حضرت فاطمه (س)چه گذشت؟
- و…

bank jame hazrat zahra کتاب موبایل بانک جامع حضرت زهرا (س)

با فرمت Jar برای پلتفرم جاوا
- دریافت فایل (لینک مستقیم)

حجم: ۳٫۹۶ مگابایت

بها: یک صلوات

 

با فرمت apk برای سیستم عامل آندروید
- دریافت فایل (لینک مستقیم)

چشم خشک از چشمهای تر خجالت می کشد ( شاعر : لطیفیان )

چشم خشک از چشمهای تر خجالت می کشد

 چشمه وقتی خشک شد ، دیگر خجالت می کشد

 

سوختن در شعله ی دل کمتر از پرواز نیست

هر که اینجا نیست خاکستر ، خجالت می کشد

 

بستن در بهر شرمنده شدن بی فایده ست

این گدا وقت کرم بهتر خجالت می کشد

 

لطف این خانه زیاد و خواهش ما نیز کم

دستهای سائل از این در خجالت می کشد

 

طفل بازیگوش را شرمی نباشد از کسی

بیشتر با دیدن مادر خجالت می کشد

 

تا عروج فاطمه جبریل را هم راه نیست

در مسیر عرش، بال و پر،خجالت می کشد

 

حتم دارم که قیامت هم از او شرمنده است

با ورود فاطمه ، محشرخجالت می کشد

 

نامه اعمال نوکرها بدست فاطمه ست

آنقدر می بخشد و.... نوکرخجالت می کشد

 

***

آنچه مادر می کشد،دردش به دختر می رسد

گر بیفتد مادری ، دختر خجالت می کشد

 

دست این از دست آن و...دست آن از دست این....

آه....دارد همسر از همسر خجالت می کشد

***

هر کجا حرف "در" و "دیوار" و...ازاین چیزهاست

چشم خشک از چشمهای تر......



در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

آن رتبه را كه هيچ كسي از ازل نداشت ( شاعر : مهدي رحيمي)

آن رتبه را كه هيچ كسي از ازل نداشت

زهرا هماره داشت كه چون خود مثل نداشت

 

از اين جهت شبيه به پروردگار بود

كه اصلِ اصل بوده و اصلاً بدل نداشت

 

حتي اذانِ حيّ علَي الغربت علي

بي ذكر نام فاطمه خيرالعمل نداشت

 

شيعه دلش چنين ز غمِ در نميشكست

مانند مرتضي اگر اين خانه يل نداشت

 

هر چند سومين پسرش را بدون شك

در اوج عرش داشت ولي در بغل نداشت

 

سوگند ميخورم به خود نام فاطمه

زهرا اگر شهيد نميشد اجل نداشت


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

این فتنه ها زداغ پیمبرشروع شد ( شاعر :مهدی نظری)

این فتنه ها زداغ پیمبرشروع شد

از صحنه ی شکستن یک در شروع شد

 

وقتی چهل نفر به درخانه می زدند

درد شدید پهلوی مادر شروع شد

 

می خواست تا دفاع کند از علی،ولی

باران تازیانه به کوثر شروع شد

 

پا در میان گذاشت غلاف و بهانه شد

تا خون سرخ بال کبوتر شروع شد

 

افتاد کنج بستر و دیگر مریض شد

ازاین به بعد،روضه ی دخترشروع شد

 

دستی رسید و صورت مادرکبودشد

اینبار روضه از سوی دیگر شروع شد

 

چندیست روی مادرخود را ندیده ام!

دیگر بهانه های برادر شروع شد

 

کم بود داغ محسن و ازهرکجای شهر

زخم زبان وطعنه به حیدر شروع شد

 

وقتی امان فاطمه را زخم هابرید

دیگر وصیت شب آخر شروع شد

 

جای کفن به بی کفنی پیرهن رسید

تا درد روضه ها دو برابرشروع شد

 

درقتلگاه سینه زنان دید مادری

سرمی بُرند و خنده لشگر شروع شد

 

چشم طمع به پیرهن پادشاه خورد

در اوج روضه غارت پیکر شروع شد

 

این روضه ها تمام شد و روضه ای جدید

اینبار با اسیری خواهر شروع شد 


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

تا بيايد اجلش ذكر هوالهو دارد  ( شاعر : علي صالحي)

تا بيايد اجلش ذكر هوالهو دارد

بانويي كه همه شب دست به پهلو دارد

 

چند وقتي ست كه پنهان شده زير چادر

تا نفهميم چه رازي به گُل رو دارد

 

اصلا انگار نه انگار تنش خرد شده

بسکه این یار فداکار علی تو دارد

 

اين سوالي است كه زينب ز حسن ميپرسد

دستش آيا رمق بافتن مو دارد؟

 

اشتباه است گمان کردی اگر رفته رکوع

کار پیری است چنین دست به زانو دارد

 

قاتل محسنش امروز عيادت آمد

اي خدا كافر ملعون چقدر رو دارد

 

آمده بود بفهمد كه چه شد ؟ آيا مُرد؟

بي حيا نيت دق دادن بانو دارد

 

پر و پا قرص ترين يار ولايت زهراست

سندش هست مدالي كه به بازو دارد

 

باز اگر پاش بيفتد به خدا آماده است

قدر مردن به ره يار كه نيرو دارد؟

 

آخرين روز هم از زندگيش غافل نيست

با همان حال بدش دست به جارو دارد

 

دست زینب، شب اسرار ،کفن ها را داد

ولی اینکه سه کفن بود ، کمی بو دارد

 


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

در راه علی درد همان درمان است

در راه علی درد همان درمان است

این درد غریب هدیه جانان است

 

این روح بزرگ ضربه گیر است هنوز

تا روی کبود از علی پنهان است

 

در هر ستمی بلا کشیدن سخت است

در راه علی درد و بلا آسان است

 

یاری علی هیبت کوثر می خواست

اینکار نه حدّ بوذر و سلمان است

 

هر چند گل لاله گوشم پاچید

غم نیست مرا که فصل گلریزان است

 

رویی که شفق ز پرتوش وا ماند

در کوچه تنگ طعمه طوفان است

 

با یا ابتای خویش گفتم به نبی

این شهر پس از تو شهر نامردان است

 

این امت مرحومه چه بی درد شدند

این اجر رسالت است یا تاوان است

 

تنها سپر علی شکسته اما

شمشیر زبان هنوز در میدان است

 

از پا ننشست هر که زهرایی شد

اسلام مگر که بی سر و سامان است

 

روزی که ز کعبه منتقم می آید

با یار محب و شیعه هم پیمان است


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

آه... در می زدند... آه... آه... آه  ( شاعر : لطیفیان )

آه... در می زدند... آه... آه... آه

چهل نفر می زدند... آه... آه... آه

هرکه را بیشتر آینه داشت

بیشتر می زدند... آه... آه... آه

از خدا بی خبرهای کوچه

بی خبر می زدند... آه... آه... آه

دست و پا می زد و بچه ها هم

بال و پر می زدند...آه... آه... آه

دست ها را نمی شد بگیرند

هی به سر می زدند... آه... آه... آه

تازیانه به پهلو به بازو...

...شانه، سر می زدند... آه... آه... آه

وضع او را کنیزان که دیدند

سر به در می زدند... آه... آه... آه


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

سلام، آمده ام تا سفارشی بدهم

 

سلام، آمده ام تا سفارشی بدهم

دری بساز برایم دوباره؛ ای نجار

دری که کنده نگردد به ضربه لگدی

دری مقاوم و محکم ز بهترین الوار

دری که رد نشود یک غلاف از لایش

دری بساز بدون شیار و بی مسمار

برای این که کسی مشت روی در نزند!

بیا سه چار کلون اضافه تر بگذار

دری بساز برایم ز چوب های نسوز

دری که دیرتر آتش بگیرد ای نجار

دری به عرض من و جبرئیل و یک تابوت

دری به طول قد و قامت خم عمار

در انتها، سر هر میخ تیز را کج کن

مهم تر از همه این است؟! خاطرت بسپار

...


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

این روزهای آخر عمرت بیا بخند

این روزهای آخر عمرت بیا بخند

اصلا برای من نه برای خدا بخند 

گفتی که گریه هات مرا میکشد علی 

یا گریه میکنم سر سجاده یا بخند

گفتی بلند شو به سوی مسجدت برو

اینگونه که نمیروم اول شما بخند

باشد قبول رو زدن من قبول نیست

پس لا اقل به خاطر این بچه ها بخند

اصلا بنا شد اگر خنده ای کنی...

این سینه ات شکسته فقط بی صدا بخند

وقتی خداست منتظر خیر مقدمت

خوشحال باش  گريه چرا؟غم چرا؟ بخند


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

به میخ بگید: اینجا درِ عالم اسراره، نزن!

به میخ بگید: اینجا درِ عالم اسراره، نزن!
به در بگید: کنار این لاله یه دیواره، نزن!

بگید به آتش: نسوزون دامن بانوی منو
شعله به قلب عاشقی که پیش دلداره نزن!

برگِ گُله صورت اون، طاقت سیلی نداره
ـ مثل خدا ـ یاسِ منم یک گل بی‌خاره، نزن!

این در عرشم که نبود، جای لگدهای تو نیست
شش ماهه زهرا تو دلش اسم خدا داره، نزن!

برگه‌ی اثبات فدک، نیست توی دستش به خدا
تنها توی دستای اون گوشه‌ی دستاره، نزن!

پاسخ حرفای یه زن غلاف شمشیره مگه
حداقل تا جلوی چشم یه سرداره، نزن!

وا شدن دستای اون اینهمه شلاق نمی‌خواد
فاطمه از غصه‌ی من چند روزه بیماره، نزن!

دستمو که بستی بسه، با صبر من بازی نکن
نمک به زخم اسیری که نداره ‌چاره، نزن!

هی به خودم می‌گم: علی! اینقده بی‌تابی نکن
ناله ـ ببین زینب اگه می‌شنوه، بیداره ـ نزن!


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

یکبار نفس کوته و صد بار کشیده

یکبار نفس کوته و صد بار کشیده

حتما شده این سینه به مسمار کشیده

تصویر تو مبهم شده ی دست کسی نیست

تحلیل من این است به دیوار کشیده

از مرگ طلب کردن تو لحظه به لحظه

پیداست که خیلی دلت آزار کشیده

جارو مزن آنقدر، کمی فکر خودت باش

از دست شکسته چه کسی کار کشیده؟

از قرمزی رخت تو پیداست که راحت

بالا نرسید آه به اجبار کشیده

نه سال؟ همین؟ ماندن تو راه ندارد

کار تو به انگار و نه انگار کشیده

یک بار علی گفتی و صد بار علی جان

یک بار نفس کوته و صد بار کشیده


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

هر کجا شانه ی دیوار به در نزدیک است

هر کجا شانه ی دیوار به در نزدیک است

هر کسی پشت در افتد به خطر نزدیک است

گاه یک میخ چنان تکیه به پهلو دارد

آنچنان که سر یک نیزه به سر نزدیک است

کوچه هر قدر که باریک شود دستی هم

بر سر و صورت یک راهگذر نزدیک است

من از این وا ابتا گفتن او فهمیدم

که همین فاطمه خیلی به پدر نزدیک است

گریه های تو در این شهر به سر می آید

از در سوخته پیداست ، سفر نزدیک است...


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com



مرو که کوچه برای پرت خطر دارد

مرو که کوچه برای پرت خطر دارد

مرو که رد شدن امروز دردسر دارد

 

مگر نگفت خداوند خلقتت حتی

برای صورت تو برگ گل ضرر دارد؟

 

گمان نمی کنم این مرد بی حیا اینجا

بدون حادثه دست از سر تو بردارد

 

ز روی پوشیه زد،تازه این چنین شده ای

که چشمهات فقط دید مختصر دارد

 

نوشتند كه پيشاني ات به جايي خورد

خلاصه ضربه ي بد اينجنين اثر دارد

 

بزرگ بانوی این شهر باورت می شد

ز خاک کوچه حسن گوشواره بردارد؟



در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

موجی رسید هیبت دریا تکان نخورد

موجی رسید هیبت دریا تکان نخورد

آتش گرفت دامنش اما تکان نخورد

او قول داده بود فدای علی شود

در پشت در به خاطر مولا تکان نخورد

زهرا خودش علی ست چرا کم بیاورد؟

چون کوه از مقابل آن ها تکان نخورد

با هیبت از حریم ولایت دفاع کرد

طوری که آب در دل مولا تکان نخورد

مسمار لعنتی به پرش گیر کرده بود

این بود علتش اگر از جا تکان نخورد

آن ضربۀ غلاف مگر که چه کرده بود

از آن به بعد بازوی زهرا تکان نخورد



در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

اين روضه ها امروز و فردا کردنش سخت است ( شاعر : يوسف رحيمي)

اين روضه ها امروز و فردا کردنش سخت است

بايد بگويم گرچه معنا کردنش سخت است

لکنت گرفته پلک تو  در بين آن کوچه

اين راز سربسته ست افشا کردنش سخت است

چشمي که دست سنگي آن بي حيا بسته

مقداد مي دانست که وا کردنش سخت است

دستي که بين کوچه ها از پا تو را انداخت

فهميد قدّ حيدري تا کردنش سخت است

حالا که داري خواهشي تابوت مي خواهي؟

اسباب مرگ تو !؟ مهيّا کردنش سخت است

با غسل زير پيرهن فکر علي بودي

زخم نود روزه تماشا کردنش سخت است

داغ کبود کوچه ها آنقدر روشن بود

فهميد دست فتنه ، حاشا کردنش سخت است



در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

حقا که حقی و به نظرها نیاز نیست   ( شاعر : لطیفیان )

حقا که حقی و به نظرها نیاز نیست

حق را به شاید و به اگرها نیاز نیست

 

تو کعبه ای ، طواف تو پس گردن من است

پروانه را به گرد حجرها نیاز نیست

 

بی بال هم اگر بشوم باز می پرم

جبریل را به همت پرها نیاز نیست

 

حرف و حدیث پشت سرت را محل نده

توحید زاده را به خبرها نیاز نیست

 

گیرم کسی به یاری ات امروز پا نشد

تا هست فاطمه به دگرها نیاز نیست

 

من باشم و نباشم، فرقی نمی کند

تا آفتاب هست، قمرها نیاز نیست

 

یا اینکه من فدای تو یا اینکه هیچکس

وقتی سرم که هست به سرها نیاز نیست

 

حرف سپر فروختنت را وسط مکش

دستم که هست حرف سپرها نیاز نیست

 

محسن که جای خود حسنینم فدای تو

وقتی تو بی کسی به پسرها نیاز نیست

 

طاقت بیار ، دست تو را باز می کنم

گیسو که هست آه جگرها نیاز نیست

 

دیوار هم برای اذیت شدن بس است

دیگر فشار دادن درها نیاز نیست




در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

اين روزها مسير حياتش عوض شده( شاعر : يوسف رحيمي)

اين روزها مسير حياتش عوض شده

شهر مدينه اي که صراطش عوض شده

از ياد رفت «آل محمد» به راحتي

بعد از پيامبر، صلواتش عوض شده

هيزم کنار خانه‌ی زهرا براي چيست؟

ترحيم مصطفاست، بساطش عوض شده

بر آستانه‌ی در «جنت» دخيل بست !

حتي مرام شعله‌ی آتش عوض شده

باران تازيانه و گلبرگ هاي ياس؟

اين شهر، بارش حسناتش عوض شده

اما چرا نشسته به پهلوي فاطمه

انگار ميخ در ثمراتش عوض شده

اين فاطمه ‌ست که ز علي رو گرفته است؟

يا آفتاب خانه صفاتش عوض شده

عطري کبود مي وزد از سمت معجرش

در بين کوچه ها نفحاتش عوض شده

او رفتني است، اين در و ديوار شاهدند

اين روزها اگر حرکاتش عوض شده

نه سنگ قبر و گنبد و گلدسته و ضريح

حتي شمايل عتباتش عوض شده


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

حرفي نداشت چشم ترم جز رثاي تو ( شاعر : يوسف رحيمي)

حرفي نداشت چشم ترم جز رثاي تو

جاريست بين هر غزلم رد پاي تو

هر سال فاطميه دلم شور مي زند

در کوچه هاي غربت و اشک و عزاي تو

بگذار ما به جای تو خون گريه مي کنيم

ديگر توان گريه نمانده براي تو

ديدم چقدر قلب تو بی صبر می شود

با شکوه های بی کسی مرتضای تو:

اينقدر رو گرفتنت از من براي چيست

حالا دگر غريبه شده آشناي تو

از گرية شبانه و نجواي كودكان

بايد به گوش من برسد ماجراي تو

بانو كمي به حال حسينت نظاره كن

حرفي بزن كه دق نكند مجتباي تو

حالا ببين که روضه گرفتند كودكان

در پشت درب خانه براي شفاي تو

برخيز و با نگاه ترت يا علی بگو

جان می دهد به قلب شکسته صدای تو

ديدم تو را که آرزوي مرگ مي کني

بانو بس است!  کشته علي را دعاي تو

همناله با وصيت تو ضجّه می زنم

با روضه های بی کفن کربلای تو


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

مثل هر شب نگاه مادر من ، خیره بر چارچوب در شده است( شاعر : مجید لشکری )

مثل هر شب نگاه مادر من ، خیره بر چارچوب در شده است

آن قدر خیره مانده یک نقطه ، که نگاهش دوباره تر شده است

 

مادرم از گلایه ها سیر است ، مادرم نوجوان ولی پیر است

مادرم بستری - زمین گیر است ، مادرم دست بر کمر شده است

 

زخم بستر برید امانش را ، سوخت آن قامت کمانش را

طاقتش هرچه قدر کم شده است درد پهلوش بیشتر شده است

 

زن همسایه چند روزی پیش ، با گروهی عیادتش آمد

با همین گوش خود شنیدم گفت: « فاطمه مثل محتضر شده است »

 

جامه ای کرد بر تن حسنش ، کفنی هم گذاشت دست حسین

زینبش را فقط سفارش کرد نکند عازم سفر شده است:

 

« دخترم! کربلا برای حسین ، مثل خواهر نه! مثل مادر باش

چون شنیدم که از مصیبت او سعد وقّاص با خبر شده است »

...

کربلا هیزم تر آوردند ، اشک از دیده ها در آوردند

دامن خیمه های آل الله با همان شعله شعله ور شده است

 

بگذارید نوحه خوان بشوم بگذارید نیمه جان بشوم

بگذارید قدکمان بشوم حرفی از کربلا اگر شده است

 

چهارده قرن مادرم زنده است نور او تا همیشه پاینده است

شرح او بی نهایتی ابدی است قصه اش گرچه مختصر شده است


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

قِسمَت نبـود تـا کـه برایم پسر شوی ( شاعر : مجید لشکری )

قِسمَت نبـود تـا کـه برایم پسر شوی

بر شانه های شاخه ی طوبا ثمر شوی

 

می خواست در خیال خودش کم بیاوری

شاید که تو سقوط کنی منکَسَر شوی

 

دنیا نیامـدی بـه گمـانم کـه عاقبت

سرتا به پا به همره او شعله ور شوی

 

شاید کـه در اِزای خودت بین ضربه ها

ضربی به جان پذیری و او را سپر شوی

 

تـا «کشـته ی فتـاده» بـه دامـان فـاطمـه

تا «صید دست و پا زده» ی پشت در شوی

 

ای کـاش می شکست همـانجا ورای در

پایی که خواست با لگدش مختصر شوی

 

یک بـار میخ خونی و یک بـار هم زمین

دادند مژده ات که از این کشته تر شوی


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com


هوا، ستاره، زمین، شب، سکوت، بیداری ( شاعر : مجید لشکری )

هوا، ستاره، زمین، شب، سکوت، بیداری

و فکر می کنم امشـب دوبـاره تب داری

 

مکـن به موی پریشـان من نظـر، مــادر

به دست شانه مگیری که سخت بیماری

 

پس از رسولِ خداوندِ روشنی، دیگر

از این فضای كبود مدینـه بیــزاری

 

تو جمله جمـله ی تفسیر غربت و متن ِ...

حدیث میخ و در و شعله ها و دیواری

 

میان این همه تشویش و درد و غم هستی

دلیـل بـودن و مــانـدن بـرای مـن، آری

 

نفس کشیدن تو در شماره افتاده

دلت برای پدر تنگ گشته انگاری

 

ز زخم بستر و پهلو و درد چشمانت

دوبـاره خواب نـداری و باز بیـداری...

در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

زهرا ست دختري كه پدر را چو مادر ست( شاعر : مجید لشکری )

زهرا ست دختري كه پدر را چو مادر ست

زهراست سوره اي كه مُسمّـا به كوثر ست

 

زهرا ست بضعه اي كه رضايش رضاي حق

از خـشـم او خـداي مـدبِّــر مكـدّر سـت

 

پيغمبري مگر به دوتا معجز آوري ست؟!

او نيز فضّه اش به خـدا معجـز آور ست۱

 

هـمتـا نداشـت فـاطـمـه، يـا ايّهـا الأنـام

كفوش به عالمين فقط شخص حيدر ست

*** 

افسـوس در تهاجم طوفان غم شكست

آن سينه اي كه مخزن اسرار داور ست۲

 

ديروز جمع سـالم بيـت نبـوّت و ...

امروز جمع سرخ و كبودِ مكسَّر ست

 

دنيا نداشت حوصـله ي فهـم شأن او

درك مقام واقعي اش روز محشر ست

 

۱- مفتقرا متاب رو،از در او به هیچ سو       چونکه مس وجود را فضّه او طلا کند

(آيت الله غروي اصفهاني)

۲- و لست أدري خبر المسماري       سل صدرها خزينة الأسراري


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

دلشوره داری، زخم های پر نمک داری ( شاعر : مجید لشکری)

دلشوره داری، زخم های پر نمک داری

زخم نهان و بی شماری از فلک داری

 

مشکات نوری، جنس خاک این زمین ها، نه!

فرقی مگر با حوریه یا با ملک داری؟

 

وقتی بهشتی زیر پایت هست ای مادر

آیا نیازی بر خراجات فدک داری؟!

 

در بین آن آتش چگونه تاب آوردی؟

با این که پر هایی شبیه شاپرک داری

 

آیینه ای هستی نصیب کینه ای دیرین

طائف نرفته بر تنت صد ها ترک داری

 

با اینکه می دانی صباحی پیش ما هستی

ذکر لب «یا لیتنی کنتُ معک» داری

 

مادر شما نام رشیده داشتی امّا

آخر چه آمد بر سرت که کم کمک داری...:

 

از درد می پیچی به خود از بس که بر رویت

مُهر مودّت، نه! رد مشت  و کتک داری

 

یک همسر مأمور صبر و خار در چشم و ...

یک یثرب پر حیله و دوز و کلک داری

 

باید مراعات شما و حالتان را کرد

دلشوره داری، زخم های پر نمک داری


در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستم

www.divane-fatemie.blogfa.com

گریزهای روضه حضرت زهرا سلام الله علیها

چرا زهــــــــرا (سلام الله علیها) نامیده شد؟


از امام حسن عسکری علیه السلام سوال شد :

به چه مناسبت حضرت فاطمه علیها سلام ، زهــــــرا نامیده شد؟ ؟
فرمودند:
چون چهره شان از صبح برای امیرالمومنین سلام الله علیه
بسان خورشید درخشان و به هنگام زوال بمانند ماه نورانی و به هنگام غروب بمانند ستاره درخشان میشد
(1)


گریـــز


سلام ما بر ان رخساری که به سبب سیلی دیگر مولایمان علی  آن را  ندید .......


1-فاطمه الزهرا شادمانی دل پیامبر صـــ256ـــــ
گریز دوم

تقسیــم کار توسط پیامبر صل الله علیه و آله



از وجود مقدس امام باقر و امام صادق سلام الله علیهم روایت شده که:

علـــی وفاطمه سلام الله علیهم در مورد میزان کار کردن خدمت و محضر رسول خدا رسیدند و از آن بزرگوار نظر خواستند....
حضرت فرمودند:
کارهای خانه مربوط به فاطمه((سلام الله علیها))
کارهای بیرون از خانه مربوط به علـــی((علیه السلام)) هستــــــــ .

فاطمه((سلام الله علیها))میفرماید از اینکه رسول خدا بار بیرون را از روی دوش من برداشتند
آنقدر خوشحال شدم که فقط خداوند اندازه اش را میداند

(1)

گریـــــز:
نمیدانم بعد از شهادت رسول خدا چه پیش آمد که بر عکس شد!!!!
علی خانه نشیــن شدو زهرای مطهره برای احقاق حق علی بیرون از خانه ............


الا لعنه الله علی القــوم الظالمیــن


1-کتاب بهجه قلب المصطفی ،رحمانی همدانی،صـــ650ـــــــــ


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94914941440130316245.gif
ســــــوزاندن لانه مورچــه

رسول الله صل الله علیه و آله از کوچه ای در مدینه عبور میکردند،شخصی را دیدند در حال آتش زدن لانه مورچه ای
حضرت او را عتاب فرمودند وسرزنش کردند که:
سوزاندن مخلوق از جهتـــ غیر خدا جایــز نیست!!!
چرا مخلوق خدا را سوزاندی ؟!

((1))


گریــز:

یا رسول الله جای شما خالی در همین مدینه درب خانه فرزندت فاطمه را آتش زدند
و چنان با لگد به در زدند که صدای ناله زهرایت از بین در و دیوار بلند شد....




الا لعنه الله علی القــوم الظالمیــن
1-انوار الشهاده صــــ220ــــ

نگاهی به ماجرای فدک

نگاهی به ماجرای فدک


ادامه نوشته

متن ادبی فاطمیه


متن ادبی « قصیده فانوس » 483
متن ادبی « شکایت دارم » 422
متن ادبی « کدام آرامش؟» 437
متن ادبی « گریه ‏ام برای شماست » 492
متن ادبی « گریه فاطمه علیهاالسلام ذوالفقار است » 2673
متن ادبی « خورشید را چه زود فراموش کرده‏اند » 582
متن ادبی « هوای شرجی لهجه بارانی » 626
متن ادبی « آه از اندوه ریحانه رسول » 1014
متن ادبی « غروب خورشید جوان » 1199
متن ادبی « چه زود رفتی » 925
متن ادبی « جای خالی یاس » 978
متن ادبی « نمی‏دانم کجایی اما... » 763
متن ادبی « عطر کلامت در ذرات عالم جاری است » 640
متن ادبی « پهلوی زمان شکسته است » 2557
متن ادبی « نگاه سبزت را از زمین دریغ مدار » 469
متن ادبی « دیگر برای پشیمانی دیر شده است » 1817
متن ادبی « چاره‏ای جز صبر نیست » 449
متن ادبی «ارمغان هل أتی» 469
متن ادبی « چقدر مظلوم بودی » 993
متن ادبی « یک جرعه کوثر » 482
شعر « بیا تا به گریه‏هام برنخوره » 321
متن ادبی « بانوی آسمانی در زمین » 484
متن ادبی « نشاطی به رنگ یاس » 500
متن ادبی « درشگفتم... » 380
متن ادبی « مادر یازده خورشید » 470
متن ادبی « نقطه‏ی تکمیل قرآن کوثر است » 3133
متن ادبی « مقام فاطمه بودن » 897
متن ادبی « سلام مادرِ بابا » 385
متن ادبی « آبروی آب و آیینه » 444
متن ادبی « همه زیر سایه مهربانی تو » 364
متن ادبی « آمدی و بی‏مضایقه باریدی » 361
متن ادبی « بشارت میلاد » 1033
متن ادبی « لبخند تو » 1106
متن ادبی « من اما شکستم...» 365
متن ادبی « بابا آمد » 299
متن ادبی « نذر عشق » 498
متن ادبی « فرشته‏ ها می‏ آیند » 317
متن ادبی « نامت که می‏آید...» 297
متن ادبی « کوثر جاری » 351
متن ادبی « با قابله‏های بهشتی » 761
متن ادبی « بشارت » 327
شعر « تو قطره قطره می‏چکی » 289
متن ادبی « ضیافت آسمانی » 276
شعر « خون کوثر » 267
متن ادبی « دریچه » 249
متن ادبی « بهشت روی زمین » 489
متن ادبی « ای گل غریب » 1703
شعر «ناموس دردهای علی عليه السلام» 469
متن ادبی « زخم آتشین » 315
متن ادبی « سینه ‏ام بوی تربت تو را می‏دهد » 303
متن ادبي «برخیز، سنگ صبور علی علیه‏السلام» 379
متن ادبي «زیر همین آسمان سبز» 430
شعر «چیزی مثل مادر» 264
متن ادبی « تا گل خورشید » 258
متن ادبی « علی چقدر تنهاست » 262
متن ادبی « تابوتی که گم شد » 325
متن ادبی « آی کوچه‏های مدینه » 340
متن ادبی « بانوی بی‏نشان » 1013
متن ادبی « و هنوز شب‏های مدینه » 312
متن ادبی « کوثر نور » 340
متن ادبی « کلماتی از جنس آسمان » 233
متن ادبی «هیچ کس صدای تو را نمی‏شنود.» 228
متن ادبی « بهشت عشق » 364
متن ادبی « خاتون نور و آینه » 382
متن ادبی « زیارتنامه گل یاس » 313
متن ادبی « فاطمه تمام مهربانی » 307
متن ادبی « بانوی آفتاب » 302
متن ادبی ((«یا زهرا» کلید درهای بسته)) 241
متن ادبی « بیرق غربت » 262
متن ادبی « فریاد کن بغض فرو خورده‏ات را بقیع » 313
متن ادبی « بیت‏الاحزان » 301
متن ادبی « تو که آمدی...» 907
متن ادبی « کوثر زاینده نور » 273
متن ادبی « شب نزول بهشت » 323
متن ادبی « بی‏تابی نکن خدیجه » 237
متن ادبی « پیش از خلقت تو بودی » 268
متن ادبی « لبخندت هم‏خانواده گل‏های محمدی » 550
متن ادبی «مادر ای همیشه من» 346
متن ادبی «بهشت ارزانی تو باد مادر» 637
متن ادبی «به وسعت همه مهربانی‏ها» 671
متن ادبی «آبی‏تر از دریا» 1187
متن ادبی «مزار گم شده» 370
متن ادبی « حقیقت گمنام » 287
متن ادبی «علی و خدا» 239
متن ادبي «علی و زهرا(ع)» 294
متن ادبی « فرصت کوتاه لبخندهایت » 261
متن ادبی « ای مادر بی‏کسی‏های پدر» 506
متن ادبی «مدفن پروانه‏ها» 303
متن ادبی «از آغاز جز به نام تو قلم بر نداشته‏ام» 291
شعر « خانه خاموش » 505
شعر« حقیقت پهلو شکسته » 491
متن ادبي«چراغ شیون» 1253
مناقب فاطمی در شعر شیعی 327
متن ادبي «میلاد کوثر» 446
شعر «گل زهرا» 414
شعر «فهرست غم» 278
شعر «بقیع بود و علی ..» 343
شعر «همتای علی» 458
اى بپاكننده ى آتش 552
شعر «شنيد گوش دلم مژده از ولادت زهرا» 4431
شعر «دختر فكر بكر من، غنچه لب چو واكند» 1543
شعر «چنين گفت آدم عليه السلام» 682
متن ادبي «تا گل خورشید!» 10007
متن ادبي«ماجرای پهلوی تو تلخ است...» 448




استیکر های فاطمیه

بنر های فاطمیه