آسمـون بـا دستِ بسته ( شاعر : محمد سعید میرزایی )
آسمـون بـا
دستِ بسته
سینـۀ
دریــا شکستــه
تــوی
آیینــۀ دریـــا
آسمون به
خون نشسته
این فرشته
که تو دستش
سنـــد ارثِ
بهــاره
هر کی اسمشو
بخونه
کلیــدِ
بهشتـــو داره
پشــت در
آیــۀ نوره
اون که
انسیه و حوره
جانِ مولا
چـه غریبه
دل زهرا چـه
صبوره
دسـت
باغبونـو بستـن
حرمت گلـو
شکستن
سایههـای
سرد پاییز
رو سـر
گلهـا نشستن
ای به قلبِ
خونِ مولا
داغِ تــو
همیشه تازه
کـی تـو
خونـۀ نبّوت
پا گذاشته
بـیاجازه؟
دیوان اشعار فاطمیه را به فاطمیون معرفی کنید
www.divane-fatemie.blogfa.com
+ نوشته شده در ساعت توسط خادم الزهرا سلام الله علیها
|