دُخت پیغمبرم من یاوَر حیدرم من
اهل عـالم بدانید فاطمه یار مولاست
هم فدای ولایت هم طرفدار مولاست
دُخت پیغمبرم من یاوَر حیدرم من
دود آتش بلند است از بهشت ولایت
پشت در بشنوید از فاطمه این روایت
دُخت پیغمبرم من یاوَر حیدرم من
گرچه در خانۀ وحی بشکند احترامم
لحظه لحظه دهم جان بر دفاع امامم
دُخت پیغمبرم من یاوَر حیدرم من
طفـل ششماهۀ من یار شیر خدا شد
محسن بیگناهم پشت این در فدا شد
دُخت پیغمبرم من یاوَر حیدرم من
شعلـه شد سدّ راهـم خانه شد قتلگاهم
پشت در گریه می کرد کودک بی گناهم
دُخت پیغمبرم من یاوَر حیدرم من
کـودکان از پس در نـاله ام را شنیدند
همرهم می دویدند ناله از دل کشیدند
دُخت پیغمبرم من یاوَر حیدرم من
عدّه ای غـربتم را دیده ساکت نشستند
عدّه ای پهلویم را پشت این در شکستند
دُخت پیغمبرم من یاوَر حیدرم من