اگر چه در دل من غیر جای پای تو نیست

وجود پست مرا لایق ثنای تو نیست

كدام جاده در این دشت، ردپای شماست؟

كدام نقطه‌ی این خاك آشنای تو نیست؟

تو یاس سرخ و سپیدی كه در نگاهِ علی

كسی به حد فداكاری و وفای تو نیست

تو در مقام بهشت پیمبری هیهات!

میان دوزخیان مدینه جای تو نیست

حریم امن الهی‌ست خانه‌ی حیدر

همیشه یار علی! سوختن سزای تو نیست

نفس مجال سخن گفتن از تو می‌گیرد

و تاب گفتن یك آه در صدای تو نیست

شكسته بال و پری!... قصد پر زدن داری!

مگر به غیر اجل مرهمی برای تو نیست

تو نوحه‌خوانِ غزل‌هایِ بی‌سری مادر!

كه فاطمیه كم از داغ كربلای تو نیست

دلم به یاد غمت باز بیت‌ الاحزان است

تو مام اشكی و جز اشك خون‌بهای تو نیست

×

دوباره لرزه بر اندام شهر افتاده

به شانه‌های زمین طاقت عزای تو نیست