دوباره شب شد و سردرد دارد

بميرم مادرم باز درد دارد

 

از اين پهلو به آن پهلو شد و گفت

عزيزم زخم بستر درد دارد

 

شنيدم در قنوت وتر ميگفت

خدايا مرگ كمتر درد دارد

 

بر اين سوره بيا و دست مگذار

كه آيه آيه كوثر درد دارد

 

ز اشك باغبان پرسيدم و گفت

نگاه ياس پر پر درد دارد

 

گذشت و عصر عاشورا چشيدم

غلاف و دست كافر درد دارد

 

دیوان اشعار فاطمیه را به فاطمیون معرفی کنید

www.divane-fatemie.blogfa.com